السيد جعفر مرتضى العاملي (مترجم: اسلامى)
32
حقائق هامة حول القرآن الكريم (حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم) (فارسى)
اگر مخالف قرآن بود آن را طرح نمود . اين نوع روايات را همهء افراد ذيل نقل نمودهاند : ابن عباس ، ابن مسعود ، ابو بكر ، ابى بن كعب و معاذ . همچنين از دو امام بزرگوار ، امام سجاد و امام صادق - عليهما السلام - روايت شده است « 1 » . ممكن است گفته شود مفاد روايات فوق ، لزوم اخذ به قرآن موجود است و حجيّت آن هر چند حوادثى در قرآن رخ دهد و دليل بر عدم تحريف قرآن نيست بلكه حجيّت قرآن را در هر حال بيان مىكند . البته جواب اين احتمال واضح است به اين تقرير كه : امر به عرض احاديث بر كتاب تحريفشده يا قرآنى كه آينده در معرض تحريف قرار دارد ، غير طبيعى و بعيد است . بعلاوه در دليل آتى جواب كافى به اين اشكال داده خواهد شد . براى اثبات عدم تحريف قرآن به حديث « ثقلين » هم تمسك شده است . همچنين احاديث ديگرى كه امر به تمسك و رجوع به قرآن مىكند « 2 » . استدلال به حديث ثقلين و مانند آن به اين صورت است كه : دستور به رجوع به قرآن و تمسك به آن در صورتى كه امكان تحريف داشته يا در آينده تحريف خواهد شد معنا ندارد . چون كه اين احتمال در مورد هر آيه داده مىشود لذا حجيّت آيه سقوط مىكند و معنا ندارد امر به اتباع قرآن شود . شايد گفته شود : آمر به رجوع به قرآن مىداند كه تحريف ، سراغ قسمتهايى از قرآن خواهد آمد كه متضمن احكام شرعيّه نيست و مساس حاجت واقع نمىشود . جواب اين احتمال سه گونه است : اوّلا : كسى كه قصد تحريف قرآن را دارد ، سراغ بخشهايى مىرود كه هدايت بشر را متكفل است تا افكار را مشوش و عقايد را متزلزل كند . و هرگز مواردى را كه ربطى به هدايت بشر ندارد انتخاب نمىكند . ثانيا : نفس ارجاع به كتابى كه موضع شك و ترديد خواهد بود نادرست و نامقبول
--> ( 1 ) اين استدلال در « الميزان » توسط مؤلف آن آورده شده است . ج 12 ، ص 7 . احاديث نيز در منابع زير مضبوط مىباشند : سنن الدارمى ، ج 1 ، ص 146 . المصنف صنعانى ، ج 6 ، ص 112 و ج 11 ، ص 160 جامع بيان العلم ، ج 2 ، ص 42 . عيون الاخبار ابن قتيبه ، ج 2 ، ص 233 . البيان و التبيين ، ج 2 ، ص 44 ، اعقد الفريد ، ج 4 ، ص 60 . حلية الاولياء ، ج 1 ، ص 253 الكافى ( اصول ) ، ج 1 ، ص 55 تفسير العياشى ، ج 1 ، ص 8 و 9 . حياة الصحابة ، ج 3 ، ص 191 و 197 و 576 . و از كنز العمال ، ج 8 ، ص 87 به نقل از : ابن عساكر و اصول الحنفية للشاشى ص 43 . ( 2 ) ر ك : تفسير الميزان ، ج 2 ، ص 107 .